درد عشق و انتظار دارمزان شب یادگاردر آن شب سرد پاییزآهنگ سفر میکردیاز رهگذری محنت خیزدیدم که گذر میکردی تو رفتی و دلم غمین شدقرین آه آتشین شداز آن شبی که برنگشتیجهان که شادی آفرین بودبه چشم من غم آفرین شداز آن شبی که برنگشتیاز آن شب سرد خزان شبها گذشتهداستان باده و مینا گذشتهروزگاری برمن تنها گذشتهچو نقش آرزو بر آبمشبیه چشمه سرابماز آن شبی که بر نگشتیجهان که شادی آفرین بودبه چشم من غم آفرین شداز آن شبی که برنگشتی
برچسب:
نویسنده: آریا شاکری
تاريخ: پنجشنبه
30 فروردين
1403 ساعت: 15:06